تصور کنید برای احقاق حق خود به دادگاه مراجعه می کنید اما قاضی از رسیدگی به پرونده شما خودداری می کند. این اتفاق اغلب به دلیل رعایت نکردن شرایط اولیه ای است که قانون برای قبول یک دعوا تعیین کرده است. ماده ۸۴ قانون آیین دادرسی مدنی مهم ترین سند قانونی در این زمینه است که چندین مورد را به عنوان ایراداتی برمی شمارد که خوانده می تواند مطرح کند و در صورت اثبات، دادگاه از رسیدگی ماهوی به دعوا خودداری می نماید. درک این شرایط نه تنها برای وکلاء، که برای هر شهروندی که ممکن است روزی به دادگاه مراجعه کند، ضروری است.
شرط اول: داشتن اهلیت قانونی
شما باید برای اقامه دعوا از نظر قانونی صاحب حق باشید. این به معنای داشتن اهلیت است. افراد صغیر، مجنون و کسانی که به حکم قانون از تصرف در اموال خود ممنوع هستند مثل ورشکسته، در اصل اهلیت اقامه دعوا ندارند. البته این به معنای از بین رفتن حق آنها نیست، بلکه باید توسط ولی یا قیم یا مدیر تصفیه اقدام شود. در سیستم حقوقی ایران، سن ۱۸ سال تمام شمسی اماره قانونی رشد برای اقامه دعاوی مالی محسوب می شود.
شرط دوم: داشتن سمت و نفع مشروع
شما نمی توانید برای هر موضوعی به دادگاه مراجعه کنید. باید بین شما و موضوع دعوا رابطه حقوقی وجود داشته باشد. به زبان ساده، شما باید ذی نفع باشید. یا خودتان صاحب حق هستید، یا نماینده قانونی کسی هستید که صاحب حق است مانند ولی، وصی یا وکیل. طرح دعوا توسط شخص ثالث بیگانه فایده ای ندارد و دادگاه آن را نمی پذیرد.
شرط سوم: موثر بودن دعوا
دعوایی قابل رسیدگی است که در صورت اثبات، نتیجه عملی و حقوقی داشته باشد. یعنی بتوان خوانده را به انجام کاری یا پرداخت چیزی ملزم کرد. اگر دعوایی حتی با فرض اثبات، نتواند تغییری در وضعیت حقوقی ایجاد کند، عبث است. مثلا دادخواست الزام به انجام معامله ای که قانونا غیرنافذ است، یا مطالبه دینی که اساسا قانون آن را به رسمیت نمی شناسد.
شرط چهارم: مشروعیت خواسته
مورد درخواست شما باید مشروع باشد. قانون از حقوق و ادعاهای نامشروع حمایت نمی کند. مثلا شما نمی توانید برای وصول طلب قمار یا معامله ای که موضوع آن مشروبات الکلی است، به دادگاه رسمی مراجعه کنید. این شرط ریشه در نظم عمومی و اخلاق حسنه دارد.
شرط پنجم: قطعی و جزمی بودن ادعا
ادعای شما در دادخواست باید قطعی و صریح باشد. شما نمی توانید به دادگاه بگویید فکر می کنم یا شاید فلان حق را دارم. قانونگذار از فقه این شرط را اقتباس کرده که دعوا باید جزمی باشد. اگر شک و تردید در اصل ادعا وجود داشته باشد، دادگاه وارد رسیدگی نمی شود. البته این جزم، مربوط به ادعاست نه لزوما مربوط به دلایل اثبات آن.
شرط ششم: عدم رسیدگی قبلی به همان موضوع
اگر قبلا بین شما و خوانده، درباره همان موضوع و به همان سبب، دعوایی مطرح شده و دادگاه صالح به آن رسیدگی کرده و حکم قطعی صادر نموده است، شما نمی توانید همان دعوا را مجددا مطرح کنید. این اصل موسوم به اعتبار امر مختومه، از اصول مسلم دادرسی است که از صدور احکام متعارض جلوگیری و به ثبات روابط حقوقی کمک می کند.
شرط هفتم: رعایت مواعد قانونی
برخی از دعاوی دارای مهلت قانونی مشخصی برای اقامه هستند. اگر شما بعد از پایان این مهلت به دادگاه مراجعه کنید، با ایراد مواجه خواهید شد. مانند دعوای نفی ولد که باید ظرف دو ماه از تاریخ اطلاع اقامه شود. توجه کنید این مواعد با مرور زمان کلی متفاوت است.
جمع بندی
اقامه دعوا تنها ارائه یک دادخواست به دادگاه نیست. پیش از هر اقدامی، باید بررسی کنید که آیا شرایط پذیرش دعوا را دارید یا خیر. عدم توجه به این شرایط هفت گانه مندرج در ماده ۸۴ قانون آیین دادرسی مدنی، منجر به هدر رفتن زمان و هزینه شما و اطاله دادرسی می شود. مشورت با یک وکیل پایه یک دادگستری قبل از تقدیم دادخواست، می تواند شما را از بروز این مشکلات مصون دارد و راه را برای احقاق حق شما هموارتر کند.

دیدگاه خود را بنویسید